تبلیغات
ادبیات پارسی - در دامن بهمن
ادبیات پارسی
بزرگترین وبلاگ ادبی ایران

در دامن بهمن

سحر طاوس زرین شهپر شبگیر را دیدم

گریبان گیر شب آیینه تصویر را دیدم

در این تاریکنا زندان سرگردانی از روزن

نشانی های خورشید جهان تفسیر را دیدم

حضور خلوت دل بود و جان دیشب بنام ایزد

که در نقش آفرینی خامه تقدیر را دیدم

به آهستان کتاب شعله گون درد بگشودم

به منشور دعای نیمه شب تأثیر را دیدم

کشیده سر به سوی بی سویی از دامن بهمن

به چشم سر قیامت قامت تکبیر را دیدم

ز پای عاشقان کوی او با دست مشتاقی

گشوده حلقه های محنت زنجیر را دیدم

میان سیل خون غلتیده سرهای کج اندیشان

به پیچ و تاب نصرت تندر شمشیر را دیدم

به زخم دشنه های قرنها بر پیکر انسان

نوازشهای مرهم آفرین پیر را دیدم

ز بام حق شهاب آسا به جان اهرمن «مشفق»

صفیر فتنه سوز آسمانی تیر را دیدم

مشفق کاشانی




برچسب ها: شعر،
نوشته شده در تاریخ بیست و دوم بهمن 89 توسط