تبلیغات
ادبیات پارسی - شعر زلال(2)
ادبیات پارسی
بزرگترین وبلاگ ادبی ایران
مهمّترین حسن زلال نویسی در این است كه شاعر را مشتاق و مكلّف می كند كه هنر خود را بر خلاف عادت گذشته ، در جدیدترین و پیشرفته ترین قالب بی سابقه و بی نظیر نیز به عرصه ی ظهور رسانده و حرف و پیامش را در قالبی حسّاس جمع و جور بكند . و سعی بر این داشته باشد كه عصاره ی تصویر در كلام را به صحنه ی دید بكشد . هرچند كه این فنّ به دلیل نظم و زبان و خصوصیّات خاص خود ، تمركز زیادی می طلبد امّا شیرینترین تخیّل و تصویر و احساس را می توان در این قالب به روحی سرزنده و ماندگار پیوند داد . من مطمئنّم كه نسل های آینده بطور استادانه و از روی علاقه ، در بطن و حوالی این اندیشه ، كار نموده و در زلال نویسی ، هنر نمایی های عاشقانه و عارفانه و ماورائی خود را به نمایش جهانی خواهند گذاشت . « زلال » می گوید : من از پر كردن و بازی با كلمات خوشم نمی آید ، اگر گوهر داری بیا جلو ! . مبادا سر كسی را به درد بیاوری ، زحمت و هنر و ظرافت را مفت نمی فروشند ، منظّم و اصولی بگو ! ولی هنرمندانه بگو ! تا عصاره ی كلامت را به قلّه رسانی ! در « زلال » همه نوع استعداد می تواند میدان بگیرد ، از استعداد كلاسیكی و نیمایی و سپید و آزاد گرفته تا طرح های مختلف ادبی . اما این مسئله هم از خاطر شریفتان نرود كه عصر ، عصر ظهور ساختمانهایی پیشرفته با اصول و نظم مهندسی خاص است . ساختمانها خوشگل شده اند ، اتومبیل ها خوشگل شده اند ، اما نظم و اصول خاص خودشان را از دست نداده اند . شما حتّی در پیشرفته ترین نقطه ی جهان نیز بی نظمی در طرّاحی ساختمانی را نمی توانید ببینید . به عنوان مثال : اگر یكی از ستونهای برج میلاد در بیرون نگهداشته می شد و یكصد متر بیشتر از قد متعارف ستون ثقلی بالا می رفت ، چه اتفاقی در زیبایی و نظم و استحكام آن می افتاد ؟! و یا اگر این ساختمانهای خوشگل كه با این تقارن زِیبا ساخته شده اند ، دارای گوشه هایی ناجور و یا دیوارهایی كوتاه و بلند و بدور از اندازه ( مثل بعضی شعرهای بی سلیقه ی سپید و نو ) بودند ، با كدام معیار و قالب جهانی در دانشكده های معماری جهانی قابل تعریف و ارائه ی طرح می شدند؟! قرار نیست كه ما از روی تنبلی پناه به دامن نثر نویسی بی حد و حصر ی به نام به اصطلاح « شعر نو » نماییم . به نظر من باید شعر ، علاوه از جوهریّت ، نظم و قالبی تعریف شده داشته باشد . همه ی این كهكشانهایی را كه می بینید با قانون نظم در زاد و ولدند . و هیچكدام بدون اسكلت نمی باشند . خدا قسمتی از جهان را روی وزن عروضی ( مثل حركت ستارگان و سیاره ها به دور خود و یا بدور زوجهایشان ) و قسمتی را روی وزن هجایی ( مثل تغییر شكل كهكشان به حالت نیم دایره و لوبیایی و مثلّثی و قلّه ای ... ) آفریده است و برایشان محدودیّت خاص و معقولی قائل شده است . اگر طول حركت یا لرزش همگانی یكی از كهكشانها از دیگران ، بیشتر و یا كمتر از حد و بدون حساب و كتاب باشد، قیامت می شود . من الآن قیامت در شعر نو و سپید و نثرواره ها را می بینم كه اگر چنین پیش برود شعر ویران خواهد شد . بنابراین تولد « زلال » در این برهه ای از زمان را از روی حكمت میدانم . هرچند كه زلال نویسی كار هر شاعر نیست ولی هشدار و تكانی است بر نسل نو كه قلیلی به خودشان آیند و زحمات گوهربار اجدادمان را به هدر ندهند . میان كلام : تذكرّ قابل توجّه : معمولاً در زلال ، حرف به زبانی ساده و شفّاف گفته شده و احساس بطور رك و روان ، بیان و منتقل می گردد . به عبارتی ، « زلال » معمولاً كم می گوید ولی مغز كلام را می گوید . سئوال = زلال به عبارت « فعلاتن فعلاتن فعلات » و امثال اینها چه می گوید؟! حرف و حساب زلال چیست ؟! زلال به ساختمانهای كلاسیكی با وزن یكسره چه می گوید؟! جواب = زلال می گوید : ای ساختمانهای با قالب ساده و با وزن پیوسته ! معماری منظّم و ساده و پیوسته ی شما در من به سلِقه ی شما قابل تكرار نیست. اما محترمید . لذا با عنایت بر اینكه پی و « فونداسیون » شما بسیار لازم و ضروری به من است ، شیوه در معماری را عوض می كنم و نقشه و طرحش را امروزی و پیشرفته تر می كنم و جهش و شتابی آهنگین بر استخوان بندی و اسكلت های منظّم می دهم . سئوال = زلال به ساختمانهای نیمائی و سپید و آزاد و نثرواره های امروزی و امثال اینها چه می گوید ؟! و با وجود اینها قصد زلال از به میدان آمدن چیست ؟! جواب = زلال خطاب به آنها می گوید : شما قالب و تعریف ندارید! شما در برخی موارذ ، خیلی نامنظّم پیش رفتید. آپارتمانهایی ساختید به بلندای چهل طبقه در بغل حیاطهای تك واحدی . نظم شهر شعر را به هم ریختید ! آنقدر در دیواركشی ، افراط و تفریط ، و در نظم و آهنگها بی تفاوت گشتید كه شعر هایی زیبا تبدیل به مقاله شدند. می خواهم دیوارهای اضافه را ببُرم و به شهر شعر ، یك ساماندهی خاصّی بدهم. این قطار ی كه بدون حساب و كتاب ، با این سرعت می رود و در پیچ های پی در پی به زمین می خورد ، برازنده ی مغز پیشرفته ی امروزی نیست. یك مقدار جلوی نثرها را بگیرید ببینیم چه خبر است ؟! شعر ایران اصول دارد . زلال می گوید : من هرچه آموخته ام از گذشته و حال است . به همه ی اشعار احترام می گذارم و حتّی احترام به آینده نیز برایم واجب است ، امّا روی اینكه تنوّع و تغییراتی را موجب شده ام ، پایبند و خوشحالم و بر هیچ سلیقه ای هم خرده نمی گیرم . خواهشمندم آنها هم احترام مرا نگهدارند


برچسب ها: سبک شعری،
نوشته شده در تاریخ بیست و چهارم دی 89 توسط